تبلیغات
دختر پسرای سقز

دختر پسرای سقز
 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
الان ایران رو با چه وضعیتی می بینید؟ (صرفا نظرسنجی قابل توجه بعضیا)











صفحات جانبی

 فكرش فرق می‌كند. تفكرش متفاوت است. جادو می‌كند نه با دارو و نه با جنبل! با توپ جادو می‌كند. از كودكی، هشت می‌پوشید. عشق به بازی مجتبی محرمی باعث شد تا شماره مورد علاقه‌اش هشت شود. گاهی خودش نمی‌داند چرا اعصباش خرد می‌شود !

مدتها خواستم تا به تعریفی مشخص از او برسم تا به نگارش بیاورم اما كاری بس دشوار بود تا به یك كلمه ختم شود.

ادامه ی مطلب رو بزنید بخونید ...................................


http://www.m0ri.com/images/4e292c8531def1f7524a747eed72dfa4.jpg

جادوگر ... جادوگر مرموز

علی كریمی خوش تكنیك‌ترین فوتبالیست چندین سال اخیر، آنقدر طرفدار دارد كه نوشتن از او برای نویسنده نیز جذاب است. از این رو تصمیم گرفتیم تا قسمتی از زندگی او را برای خوانندگان عزیز  بنویسیم.

زندگی در خانواده‌ای پرجمعیت

علی كریمی پاشاكی در خانواده‌ای پرجمعیت بزرگ شد. خودش می‌گوید كه در خانواده‌ای غیرورزشی متولد شده است. تنها برادرش فرشید بوده كه به فوتبال روی آورده است و غیر از وی هیچ كس از اعضای خانواده‌اش به هیچ ورزشی روی نیاورده‌اند.

مدیون برادر

زندگی فوتبالی‌اش را مدیون برادرش فرشید می‌داند. علی كریمی در مصاحبه‌های مختلفش به تعریف و تمجید از برادر خود پرداخته است. جادوگر آسیا عنوان داشته كه فرشید سبب شده تا او به فوتبال روی آورد. دروازه‌بان این روزهای راه‌آهن شهرری، در گذشته علی را نیز به زمین‌های خاكی می‌برد تا بازی كند. مشوق اصلی علی كریمی، فرشید بوده است و هنوز هم این دو برادر رابطه خیلی خوبی با هم دارند.

بیوگرافی ورزشی

فرشید دستش را می‌گیرد و او را به نوجوانان نفت می‌برد. صبح‌ها به تمرین با این تیم می‌پرداخت و عصرها هم در زمین‌های خاكی وردآورد تمرین می‌كرد. سپس به سایپا رفت و پس از آن  به فتح‌تهران. علی كریمی با توپ كارهایی می‌كرد كه هیچكس نمی‌توانست انجام دهد. جولان او با توپ ادامه داشت تا سران باشگاه محبوبش یعنی پرسپولیس را مجاب به خریدش كند. البته فوتسالیست دوران كودكی فكرش را هم نمی‌كرد روزی كاپیتان سرخپوشان پایتخت باشد.

پس به امارات رفت تا تكنیك خود را به رخ شیخ‌نشینان عرب بكشد. مقصد بعدی‌اش آلمان و تیم بایرن مونیخ بود. جنگندگی‌هایش سبب شد تا روزهای فوق‌العاده‌ای را در مونیخ داشته باشد و بعد از  آن  به ایران آمد و سپس به شالكه رفت.

شرط بندی روی بازی كریمی

وقتی در سالن بازی می‌كرد، افرادی روی بازی او شرط‌بندی می‌كردند. علی كریمی به قدری قهار بود كه روی تعداد پاس‌های گل و گلزنی‌اش شرط و شروط‌هایی مطرح می‌شد. نمی‌توان موضوع شرط‌بندی را كتمان كرد! این قضیه شوم وجود دارد. اوج شرط‌بندی روی جادوگر، قیمت صد هزار تومانی برای به ثمر رساندن پنج گل از او در یك بازی فوتسال بود. البته كریمی از  این قضایا، كاملا بی‌خبر بود و به قول معروف روحش هم از این موضوع خبر نداشت.

عشق پرسپولیس

منزلشان تقریبا به استادیوم آزادی نزدیك بود. به همین خاطر اكثر بازی‌های پرسپولیس را به همراه پدرش به ورزشگاه می‌رفت. قبل از آن كه مردم برای دیدن بازی وی به استادیوم‌ها سرازیر شوند، خودش برای دیدن بازی مجتبی محرمی، ناصر محمدخانی و فرشاد پیوس به استادیوم می‌رفت. او شیفته بازی محرمی بود. همه چیزش را دوست داشت. شاید به همین خاطر هم بود كه هر از چند گاهی خشونتش را بر روی بازیكن حریف، تماشاگر و حتی داور هم نشان می‌داد.

شروع خشونت با زدن داور

علی كریمی در رقابتهای جوانان آسیا پیراهن تیم ملی را بر تن داشت. در آن روزها نوع بازی‌اش سبب شده بود تا همگان حرف از جادوگر بزنند. اما او در دیدار با ویتنام كاری كرد كه شاید سالیان سال نتوان آن را فراموش كرد. او در دیدار با ویتنام، داور مسابقه را هل داد تا داور نقش زمین شود همین قضیه سبب شد تا محرومیتی سنگین از سوی AFC برای علی در نظر گرفته شود. كریمی از این اتفاق به عنوان تجربه‌ای تلخ و آموزنده یاد می‌كند. هافبك قهار پرسپولیسی‌ها كه در آن زمان 20 سال بیشتر نداشت، در آن صحنه می‌گوید: «در ویتنام كه بودم مربی آلمانی تیم ملی مغرور بود و از هیچكس مشاوره نمی‌گرفت. فكرش را هم نمی‌كردم در بازی با ویتنام به عنوان بازیكن ذخیره به میدان بروم. زمانی وارد زمین شدم كه تیم با یك گل عقب بود.

خیلی عصبی بودم. وقتی علی انصاریان اخراج شد رفتم تا با داور حرف بزنم، اما طور خاصی جوابم را داد. من هم هلش دادم!»

البته علی كریمی كلا با داورها رابطه خوبی ندارد. سه سال پیش نیز وقتی پیراهن استیل‌آذین ر ا بر تن داشت نزدیك بود مسعود مرادی را كه قضاوت پرسپولیس با استیل‌آذین را بر عهده‌دار بود مورد نوازش قرار دهد.

عصبی بودنش را كتمان می‌كند

كلا آدم عصبی‌ای است. یعنی اتفاقات را بر نمی‌تابد و ناراحتی‌اش را نمی‌تواند پنهان كند. اگر از ماجرایی دلخور باشد آن را بازگو می‌كند. برایش هم فرقی نمی‌كند چه كسی مدیر یا مربی‌اش باشد. حرفش را می‌زند. زبان تندی هم دارد! حتی اگر صد سال با او رفیق باشی اما در صورتی كه حال و روز جادوگر خوش نباشد شاید حرفی بزند كه موجبات ناراحتی‌ات را فراهم كند. كریمی خیلی زود عصبی می‌شود و خیلی زود نیز عصبانیتش فروكش می‌كند.

فقط گوش می‌دهد

خیلی حرف نمی‌زند و فقط گوش می‌دهد. البته كریمی در چند سال اخیر جواب خبرنگاران حاضر در ورزشگاه را هم می‌دهد و راحت حرف می‌زند، اما اگر بخواهید با او صحبت كنید تنها شما متكلم وحده خواهید بود و كریمی فقط نگاهتان می‌كند.

تكیه كلام جادوگر

وقتی از دیدن صحنه‌ای یا شنیدن اتفاقی، لذت ببرد می‌گوید:‌ بارك‌ا...، بارك‌ا...، همین و بس.

اهل روزنامه و كتاب نیست

حال و حوصله خواندن مجلات و روزنامه‌ها را ندارد. كتاب هم خیلی كم می‌خواند. هافبك دوست داشتنی فوتبال كشورمان بیشتر اوقات تلویزیون می‌بیند.

هاوش و هیرسا

علی كریمی خیلی زود ازدواج كرد. ثمره ازدواج وی با یكی از اقوامش، دو فرزند به نام‌های هاوش و هیرسا است. جادوگر تا چند سال پیش حاضر نبود فرزندانش را با خود بر سر تمرین بیاورد و دوست ندارد كسی از زندگی خصوصی‌اش چیزی بنویسد. ما نیز به همین  خاطر به نظر كریمی احترام می‌گذاریم و تنها آرزوی سلامتی برای خانواده‌اش داریم.
اینم عکسشون.........



BMW باز

شیفته اتومبیل‌های كارخانه BMW است. انواع BMW را داشته است. از بی‌.‌ام.وی 520 قدیمی تا بی‌.ام.وی سری هفت كه یكی از اتومبیل‌های لوكس حال حاضر است. وقتی از او می‌پرسید چرا BMW ، پاسخ می‌دهد: «به همان دلیلی كه شما قورمه سبزی دوست دارید!» البته وقتی در بایرن مونیخ آلمان بازی می‌كرد به خاطر قرارداد این باشگاه با آئودی، مجبور بود بی‌.ام.و خود را كنار بگذارد.

چهره‌ای خونسرد

چهره‌اش كاملا خونسرد است و خیلی كم لبخند می‌زند. وقتی حالش خوب باشد از دور معلوم می‌شود. البته آن قدر مردمی است كه در بدترین مواقع نیز به هوادارانش امضا می‌دهد و با آنها عكس یادگاری می‌گیرد. یكی از دلایل محبوبیتش نیز همین مردم داری‌اش است. در روزگاری كه برخی حتی بویی از بزرگان قدیمی ورزش كشورمان نبرده‌اند، بر سر قبر تختی در ابن‌بابویه حاضر می‌شود و كنار مردم كوچه و بازار می‌نشیند. شیشه اتومیبلش را بالا نمی‌دهد تا بوی فقر و نداری مردم را نچشد.

غصه می‌خورد به حال گدایان و از معتادان بیزار است. دوست دارد كاری كند آنها اعتیادشان را ترك كنند.

اهل دعوا نیست

خوش‌تكنیك‌ترین بازیكن فوتبال ایران به هیچ وجه اهل نزاع و درگیری نیست. شاید فكر كنید روحیات كریمی در زندگی اجتماعی و شخصی‌اش خشن باشد اما اصلا اینطور نیست. بسیار آرام است. در مورد زندگی شخصی‌اش تنها به این نكته بسنده می‌كنیم كه وقتی هاوش و هیرسا، پدر را در خانه می‌بینند كلی با او بازی می‌كنند.

آقای شكمو!

هر غذایی باشد می‌خورد. اگر پزشك تیم، رژیم خاصی برایش در نظر نگرفته باشد از هر غذایی، دو سه پرسی می‌خورد، كریمی به هیچ وجه نوشابه نمی‌خورد و تنها آبمعدنی را می‌توانید كنار میز غدایش مشاهده كنید. در بین غذاها قورمه‌سبزی را بیشتر از بقیه دوست دارد. وقتی كودك بود، تنها لباس‌های میلان و رئال را دوست داشته بپوشد. آرزویش نیز بازی در یكی از این تیم‌ها بود. آن قدر آث میلان را دوست داشته كه وقتی این تیم می‌باخت. بی‌حوصله می‌شد. جادوگر آسیا البته معتقد است كه در حال حاضر فوتبال ناب را بارسلونا بازی می‌كند.

اهل زیورآلات نیست

زنجیر و گردنبند و انگشتر خیلی كم دارد یا بهتر بگوییم اصلا ندارد! خوشش نمی‌آید. اعتقاد دارد در زمین بازی، حواس بازیكن را پرت می‌كند و فوتبالیست نمی‌تواند فوتبال خودش را ارائه دهد.

عشق اماراتی‌ها

كریمی تنها در ایران هوادار ندارد. به جرات می‌توان گفت كه اماراتی‌ها عاشق تكنیك و خلاقیت شماره هشت ملی ایران هستند. كارهای چشم نواز او با توپ سبب شده تا تیم الاهلی برای به خدمت گرفتن وی پیشنهاد اغوا كننده‌ای ارائه دهد. كریمی به دبی رفت و در طول چندین سال بازی در الاهلی، جام‌های مختلفی را برای این تیم به ارمغان آورد. فانتزی بازی می‌كرد. كار به جایی رسیده بود كه در دیدارهای الاهلی، ورزشگاه اختصاصی این تیم جایی برای سوزن انداختن هم نداشت و از بلندگوهای معروف عرب‌ها فقط صدای علی ... علی ... علی كریمی ... احسنتم احسنتم پخش می‌شد.

كریمی را می‌زدند

آن قدر زیبا بازی می‌كرد كه مربیان حریف از بازی‌اش كلافه می‌شدند، به خاطر همین در سالهای آخر حضورش در امارات، بازیكنان حریف دستورات عجیبی را از مربیان خود برای ناكام گذاشتن جادوگر می‌گرفتند. اوج این دستورات در بازی الاهلی با یك تیم اماراتی در رقابت‌های جام حذفی امارات بود. در همان نیمه اول هافبك تیم حریف، پس از آنكه دید تكنسین ایرانی تیم  الاهلی، در میدان جولان می‌دهد چاره‌ای جز درو كردن ساق پای او ندید. این اتفاق تا مدتها در روزنامه‌های اماراتی‌ مورد بحث بود.

رفیق شهردار دبی

آن قدر خوب بازی می‌كرد كه سیاستمداران امارات نیز خواهانش بودند. شهردار دبی كه رئیس باشگاه الاهلی بود به شدت از علی كریمی خوشش آمد. همین موضوع سبب شده بود تا رفت و آمد خانوادگی نیز داشته باشند. رفاقت جادوگر با پسر شهردار دبی سبب شد تا خیلی‌ها نسبت به كریمی حسادت كنند.

هیچگاه خانواده شهردار دبی حاضر به چانه‌زنی با رقم تمدید قرارداد كریمی با الاهلی نبودند. ملی‌پوش ایرانی در آن دوره زمانی، گران‌ترین بازیكن الاهلی بود. سران باشگاه الاهلی برای آن كه كریمی را از پیوستن به بایرن‌مونیخ منصرف كنند پیشنهاد مالی به مراتب بالاتر از این تیم آلمانی ارائه كردند اما وی نپذیرفت تا شهردار دبی جشن خداحافظی مفصلی را برای او ترتیب دهد. دو سال پیش نیز كه باشگاه الاهلی یك دیدار تداركاتی با آث میلان برگزار كرد، از كریمی دعوت شد تا در تیم ستارگان الاهلی بازی كند. البته حضور جادوگر در آن دیدار سبب شد تا استیل‌آذین، وی را اخراج كند.

اخراج از استیل‌آذین و دعوت از شالكه

دقیقا ده روز پیش از آن كه استیل‌آذین به دلیل بی‌انضباطی تصمیم به اخراج علی كریمی گرفت، باشگاه شالكه آلمان قراردادی چهار ماهه را با وی به امضا رساند. البته بازگشت او به آلمان خوب نبود و كریمی حضوری كاملا كم‌رنگ در تركیب این تیم داشت.

سیاه و سفید با پروین

علی پروین را در گذشته خیلی بیشتر از الان قبول داشت. البته كریمی هیچگاه چنین حرفی را به زبان نیاورده است، اما رفتارهایش نشان دهنده این وضوع است.

باهوش بود و هست، خجالتی بود؛ حالا نیست!

یكی از  فاكتورهای برتری كریمی نیست به سایر بازیكنان، هوش بالای اوست. در كوچكترین مكان و كوتاهترین زمان، بهترین تصمیم را می‌گیرد.

جادوگر در گذشته بسیار خجالتی بود و خیلی كم اهل مصاحبه و حرف زدن با رسانه‌ها، اما الان اصلا اینطور نیست. خیلی راحت مقابل دوربین‌های تلویزیونی قرار می‌گیرد و حرف‌هایش را می‌زند. از كودكی نترس بود و حرفش را می‌‍‌زد. مولفه‌ای كه كریمی این روزها بیشتر دارد و انتقادش را علنی می‌كند (البته به استثنای دعوایش با عزیزمحمدی كه ناگهان عقب‌نشینی كرد!»

بیزینس ماشین و زمین

پولهای زیادش را صرف خرید و فروش اتومبیل و مسكن می‌كند. در شمال كشور، مجتمع‌های ویلایی زیادی دارد. یكی از پروژه‌های مسكونی‌اش را نیز با حامد كاویانپور بازیكن سالهای دور پرسپولیس شریك بود.

تفریح فقط شمال

وقتی خسته است و دوست دارد استراحت كند، اتومبیل BMW خود را روشن می‌كند و راه چالوس یا هراز را پیش می‌گیرد. او در شمال، یك ویلای بزرگ، كنار ساحل دارد و تعطیلات به آنجا می‌رود.

رابطه با علی دایی

از یك دریبل شروع شد. علی كریمی در سالن، علی دایی را دریبل زد تا با برخورد بد شهریار مواجه شود. سالها گذشت و این دو نفر در تیم ملی، كنار هم بازی كردند. در آن روزها نیز كمتر به هم پاس می‌دادند و در اردوی تیم ملی كمتر با هم نشست و برخاست می‌كردند.

بدترین خاطره ورزشی

در جام ‌جهانی 2006 آلمان خیلی بد بازی كرد. وقتی در بازی پرتغال، برانكو ایوانكوویچ سرمربی وقت تیم ملی او را از زمین بیرون كشید، با لگد به كلمن آب كوبید تا مدتها عكس روی جلد انواع روزنامه‌های داخلی و خارجی باشد. كریمی این اتفاق را بدترین خاطره ورزشی‌اش می‌داند.

شیرین‌ترین خاطره

او تمام روزهایی را كه آرامش داشته دوست دارد. مثلا روزهایی كه در آلمان برای بایرن مونیخ بازی می‌كرد را به نیكی یاد می‌كند. معتقد است در بایرن مونیخ، آرام بود و به همین خاطر پیشرفت زیادی در آلمان داشت. نشریه كیكر پیش از آمدن كریمی به جمع‌ هالیوودی‌های آلمان، او را بدترین خرید فلیكس ماگات لقب داد و معتقد بود كه جادوگر برف آلمان را نخواهد دید. اما سخت كوشی‌ او موجب شد تا او در بایرن یك فصل رویایی داشته باشد.

فوق‌العاده خیرخواه

متمول است و پول‌های زیادی را به خاطر بیزینس و بازی‌ در تیم‌های اماراتی و آلمانی كسب كرده است. او كه در خانواده‌ای تقریبا متوسط از لحاظ مالی زندگی می‌كرد این روزها در موسسات معتبر خیریه نقش پررنگی دارد. هر ماه مبلغ قابل توجهی را به حساب كودكان سرطانی واریز می‌كند. او به خیلی از فوتبالیست‌ها نیز برای بدست آوردن سلامتی‌شان، كمك‌ كرده و می‌كند.

جادوگر مهربان و دوست داشتنی، خیلی‌ چیزها از محبت می‌داند كه این روزها كمتر در مردمان جامعه می‌بینیم.

گلزار مدیون اوست

محمدرضا گلزار بازیگر خوش لباس و خوش چهره سینمای كشور، چند سال پیش در دبی توسط پلیس این شهر به دلیل سرعت بالا جریمه می‌شود اما این پایان كار نبود. از قرار معلوم پلیس دبی، شرایط بازیگر گیشه‌ها را غیرمعمول تلقی می‌كند تا او را دستگیر كرده و به بازداشتگاه ببرد. وقتی این خبر به گوش علی كریمی كه در آن زمان در الاهلی دوستان زیادی داشت می‌رسد، تمام تلاش خود را به كار گرفت تا هموطن معروفش به مشكل نخورد. جادوگر كه رابطه خوبی با حاكم دبی داشت توانست در عرض كمتر از یك ساعت، گلزار را آزاد كند.

سینما فقط اصغر فرهادی

سینما كمتر می‌رود و بهتر است بگوییم اصلا سینما نمی‌رود. اگر حوصله داشته باشد دی‌وی‌دی فیلم‌ها را تهیه می‌كند و در منزل می‌بیند. بهترین فیلم‌های ایرانی كه تا به حال دیده است، (درباره الی) و (جدایی نادر از سیمین) بوده است. علی كریمی، سبك فیلمسازی فرهادی را به شدت می‌پسندد و معتقد است دید فرهادی به زندگی اجتماعی و خصوصی افراد، اغراق ندارد و واقعیت در سكانس‌هایش موج می‌زند.



طبقه بندی: ورزشی،
[ چهارشنبه 12 بهمن 1390 ] [ 03:43 ب.ظ ] [ mardin16boy ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


دختر پسرای سقز
سلام بچه ها تازه اومدین نظر یادتون نره تو نظرسنجی ها هم شرکت کنین هر یه ماه یه بار عوضش میکنم
تو این وب سعی میکنم مطالب آموزنده بزارم در ضمن خبرای روز سقز رو هم میزارم
پس نظرت کو هنوز که نظر ندادی زود باش
اونایی هم که میخوان لینک بشن اول من رو با اسم " دختر پسرای سقز " لینک کنن بعد تو نظرات بگن تا لینکشون کنم

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

تبادل لینک

خرید بک لینک
free counters free counters